قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
413
تاريخ الفي ( فارسى )
هشام گفت : چرا نگويم . من مردىام از قريش . شيخ گفت : قبيلهء قريش بسيار قبيلهء عظيمى است . امّا در آن قبيله مانند ساير قبايل اشراف و اعالى و اراذل و ادانى بسيار است . تو از كدام قومى ؟ هشام گفت : من از اكابر و اشراف قبيلهام . من مردىام از بنى اميّه كه هيچكس در شرف با ايشان برابرى نتواند كرد و هيچ آفريدهاى از ايشان انتقام نكشيده است و نتواند كشيد . شرف و خطر ايشان از آفتاب ظاهرتر و از بدر باهرتر . پير چون اين سخن بشنيد خوش بخنديد و گفت : مرحبا بك يا أخى بنى اميّه ! تا كى اين نسب پوشيده مىداشتى و مرا به خويشتن در غلط مىانداختى . نيكو كردى كه بگفتى و اين غم و انديشه از دل من برفتى . الحق نيكو نسبى و گزيده تبارى و ستوده خاندانى و بركشيده دامانى ! شرمت باد از اين نسب و ننگت باد از اين حسب ! مگر نشنيدهاى كه بنى اميّه در جاهليت زر به سود مىدادند و چون مسلمان شدند سيرت ربا بگذاشتند و غصب حقوق اهل عصمت بر دست گرفتند ؟ سرور و مقتداى شما خمّار بوده و امير شما جبّار ، در هرجنگى روى به هزيمت نهاده [ است ] و مردمان و مبارزان خود را به باد فنا داده آبروى خويش ريخته و از افروختن آتش انتقام عاجز بوده . خاكسار جماعتى كه ايشان را مذهب و سيرت اين باشد و مردانگى و شجاعت چنين . مع ذلك به گواهى سيد المرسلين و خاتم النبيّين محمّد مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، شما از اهل دوزخيد . مردان شما از عار نسب بيرون نتوانند آمد و زنان شما از خبث طينت و غلبهء شهوت در هيچ محفل روى نتوانند گشاد . عفّان ، كه آشكارا دست از خويشتن بازداشتى ، از شما بود ؛ و آن بيتها كه در حقّ زن خويشتن گفته - وقتى كه از او غايب گشته بود - [ و ] در فراق او مىگريست نشنيدهاى ؟ عتبه كه صاحب علم روز قليب بود از شماست . و آن لعينه ، هند ، كه مجمع عيوب و مساوى است هم از شماست . صخر بن حرب كه در جاهليت دو حرفت خسيس « 1 » داشت : هم خمّار بود و هم بيطار ، و در جاهليت با محمّد مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، محاربه نمود و چون مسلمان شد هرگز اعتقاد راست نداشت . منافقى بود غدّار و در همهء عيبها و رسواييها پيشوا و سردار . پسر او ، معاويه ، كه مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، بر او هفت نوبت لعنت كرده نيز از شماست . با وجود آن در خبث عقيدت و ناپاكى طينت به مرتبهاى بود كه چون پدر او ابو سفيان انديشهء اسلام نمود او از اسلام آوردن منع مىكرد و بر بت پرستيدن ترغيب و تحريص مىنمود و در اين باب بيتى چند به پدر نوشته كه : « اى صخر ! زينهار اسلام نيارى و به اين فضيحت و عار ما را نيندازى ، و بعد از آنكه روز
--> ( 1 ) . خسيس : پست . - و .